مرگ در سایه نشسته‌ست به ما می‌نگرد

از ایدز رنج می‌برد؛

عاقبت سرطان جانش را گرفت!

Advertisements
نوشته شده در روزمرگی. 21 Comments »

21 پاسخ to “مرگ در سایه نشسته‌ست به ما می‌نگرد”

  1. Jozeph Says:

    ایدز و سرطان هم ندارد…
    همه اش رنج است. بهش فکر نمیکنم و برام هم مهم نیست

  2. امید (پزشک) Says:

    ایدز به خودی خود کشنده نیست بلکه با سرکوب سیستم ایمنی باعث ایجاد انواع سرطان ها و سل می شود .هیچ کسی نیست که از خود ایدز مرده باشد بلکه همه کسانی که در مرحله اواخر بیماری قرار میگرند بر اثر عفونت یا سرطان فوت می کنند .

  3. سهيل Says:

    همینه که همیشه یه نگاه رو صورتمون سنگینی می کنه!

  4. هانی Says:

    مرگدر سايه نشسته و به من يكی كه می خندد

  5. Drago Says:

    1.من در سايه نشستم و منتظرم مرگو غافلگير كنم.
    2.چرا ايدز گرفته بود؟
    3.سرطان چي گرفت؟
    4.كي مرد؟

  6. بدصدا23 Says:

    مهم اینه که مرد. از چی مهم نیست. آدم باید بمیره. ایدز و سرطان و خناق فقط دوز قرتی بازیاشون با هم فرق میکنه. حتی دیده شده ملت تصادف میکنن مغزشون پخش زمین میشه می می رن. خیلی لوس شدن به خدا.

  7. سعید Says:

    حتماً دوتایی سرش شرط بسته بودن که کی آخر می بردش!

  8. قدیس Says:

    به ما نیز می نگرد

  9. روح سرگردان(دندانپزشک) Says:

    خیلی وبلاگ جالبی دارین
    در ضمن خیلی از اونایی که ایدز میگیرن به علت سرطان میمیرن

  10. حسینی مدیروبلاگ"1300مقاله وتحقیق" Says:

    سلام
    خداقوت دوست عزیز
    خسته نباشی
    انشاءالله همیشه وبت پروپیمون باشه
    لطفابه وبلاگ منم یه سری بزن
    من کلکسیونی دارم که بیش از1300مقاله وتحقیق رایگان روگردآوری کردم
    منتظرحضورت هستم
    یاعلی

  11. مهدی رنجبر Says:

    سلام.
    دوست عزیز آیا حاضر به تبادل لینک هستید؟
    هرچند که من قبلا و از خیلی وقت پیش وبلاگ شما را می خواندم.

  12. امير Says:

    يه همچين اتفاق براي من افتاد
    من اوايل از مهمون بدم ميومد يه بار نمي خواستم برم مهموني برام مهمون اومد.
    مشكل نداره كه لينكت بدم

  13. m4ndm Says:

    سرطانش چه نوع سرطانی بوده ؟
    بیچاره :(
    کاش این بیماری (ایدز) درمان میشد

  14. rrminimalz Says:

    فکر کنم راحت شد …

  15. دیس ایگنوتیس(خیلی پزشک) Says:

    بی‌سواد نمی‌دونستی ایدز همون سرطانه؟ (ها؟!!)

  16. دیس ایگنوتیس(خیلی پزشک) Says:

    این بالایی منم جی‌میلمم دو تا اس گذاشته بودم:))

  17. روشنک شهبازی Says:

    بچه که بودم کتابی داشتم به اسم آقای با کلاه و آقای بی کلاه
    یکی از داستان هاش داستان پسری بود که از غرق شدن می ترسید و در خونه رو رو خودش بست و اونقدر گریه کرد تا غرق شد !
    خوشحالم از آشنایی با وبلاگ شما . خودتون رو نمی دونم !

  18. مصطفی Says:

    سایه همیشه نظاره گره !

  19. leila Says:

    از قدیم گفتن ادم از هر چی بترسه دنبالشمیاد.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: