زخم سنان

پرنده رهگذر به پرنده داخل قفس گفت: می‌خواهی جای من باشی؟

پرنده داخل قفس گفت: نه! من آزادانه در قفس زندگی می‌کنم و تو در آزادی در اسارت تکه‌ای نان هستی..!

مرتبط: حسرت خطر

پ.ن1: کسی نمیداند، شاید پرنده رهگذر آنقدر بر روی قفس نشست تا صاحب قفس او را گرفت و درون قفس انداخت.
پ.ن2: برهیدیت از این عالم قحطی که در او … از برای دو سه نان، زخم سنان می‌آید
Advertisements
نوشته شده در داستان. 25 Comments »

25 پاسخ to “زخم سنان”

  1. نورا Says:

    بیچاره ازادی که وجود خارجی نداره

  2. SHAHIRA Says:

    هر کی بریزه شادونه فکر میکنیم خدامونه

  3. ppsama Says:

    ارتباط این و حسرت خطر از نوع تناقضیه. احتمالا این پرنده جدیده همون قناری قبلیه نیست. اگر هم که همونه سر عقل اومده.

  4. موسیو گلابی Says:

    اسپایدر جانم! تو دیگه چرا فـیـلــتر شدی؟! دیدم وبلاگت باز نمیشه الان که تو گوگل ریدر دیدمت!!
    راستی با فیدبرنر هم آشنا شدم!! دارم راه میفتما!!

  5. موسیو گلابی Says:

    حسرت خطرت من رو یاد کاریکلماتورهای پرویز شاپور انداخت …

  6. تراموا Says:

    اونی که تو قفس بوده درویش بوده؟

  7. سهيل Says:

    خوب اولين كاري كه تناقضات اين دو تا پست مي كنن اينه كه آدم رو به گا ميده در حد اينكه بايد واسه هضمش سنگدون داشته باشي :|

  8. tookaa Says:

    زاهد قفسی….دی

  9. Says:

    آقا, منو گرفت, دمت گرم و سرت خوش باد ~

  10. سحر.م Says:

    خیلی عالیه اسپایدر مرد عالی بود

  11. پريا Says:

    فرم وبلاگ شما كلا به هم ريخته يا فقط براي من اينطوريه؟

  12. سکوت ساده نیست Says:

    ولی من ترجیح می دم اسیر نون باشم تا اسیر ادما!!!

  13. سيما Says:

    دومي خالي بسته … خواسته ضايع نشه … يه چيزايي تو مايه حفظ آبرو ديگه

  14. Drago Says:

    اسير ِ تن و تن ِ اسير…
    (يه مدتيه به من سر نميزنين نه؟)

  15. yaleh Says:

    نظر ناز ما اينه كه هر دوتاوشون خرن در قالب پرنده… يكيشون كه مفت خوري مي كنه اون يكي ام كه كون گشاده!

  16. سحر.م Says:

    اسپایدر مرد میگی نگو اپم خوب اپم دیگه نظر هم که دادم می یای

  17. خانه ای از شن و مه Says:

    دو دنیای متمم هم.
    از نظر پرنده در قفس، میله های قفس تمام دنیای پرنده رهگذر را در برگرفته اند.

  18. شایان Says:

    دو دید متفاوت به زندگی.
    براستی کدام از این دو پرنده آزادند؟

  19. مثل بقیه Says:

    چشمها را باید شست!
    .
    .
    .
    اسیر بلاگتیم

  20. زندگي سگي - مت Says:

    رهايي نيست ممكن از قفس مرغ ترا هرگز
    ز بوي گل اگر قانع به آب و دانه خواهي شد

  21. مهتاب سرخ Says:

    واي از اوني كه هم اسير قفسه و هم نون مثل ما!!!!!!!!!

  22. نارنجی Says:

    هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طایی نخورد!!!!
    شعرش خوب یادم نیست…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: