حسین، وارث آدم

عاشورا بود، عاشورای سال ۴۹.. گفتم به مجلس روضه ای از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه بلند است بروم.. دیدم ایمان و تعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آنست که بتوان آن همه تحقیرها را بشنوم و تحمل کنم.. منصرف شدم..

اما شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود و خانه یکپارچه سکوت و درد.. چه میتوانستم کرد؟ از خود توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم، اما چگونه میتوانستم خود را از عاشورا منصرف کنم..؟

حسین، آنکه عظمت رنج و شکوه شهادتش هر رنجی را در زندگی آسان میسازد و هر مصیبتی را حقیر..!

قسمتی از کتاب حسین، وارث آدم- دکتر علی شریعتی

Advertisements
نوشته شده در نقل قول. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: