ماشه را کشید؛
اسلحه فریاد کشید،
آری! آزادی بیان تنها متعلق به اسلحههاست..!
پ.ن: انگشت کشتهشدگان را نگاه کنید، شاید هنوز جوهری باشد..!
پ.ن2: عنوان کاملا مزخرف است.
ماشه را کشید؛
اسلحه فریاد کشید،
آری! آزادی بیان تنها متعلق به اسلحههاست..!
پ.ن: انگشت کشتهشدگان را نگاه کنید، شاید هنوز جوهری باشد..!
پ.ن2: عنوان کاملا مزخرف است.
ژوئن 15, 2009 در t 10:07 ب ظ
سلام
یه سوال: با اینکه توییتر فیلتر شده، چه طور ستون ِ توییتر شما هنوز کنار ِ وبلاگتون کار میکنه؟
ژوئن 15, 2009 در t 10:20 ب ظ
نمیدونم خودمم!!! خواست خدا بوده انگار! دفعه پیش از کار افتاده بود ولی نمیدونم چرا الان نیفتاده!
ژوئن 15, 2009 در t 10:34 ب ظ
…
ژوئن 15, 2009 در t 10:34 ب ظ
شلیک نکن حیوون قشنگ تر نبود؟
ژوئن 15, 2009 در t 10:46 ب ظ
یه پیشنهاد فوق العاده! به دلیل قطع sms همگی گوشی های پلاستیکی بخریم و جمع بشیم بریم مخابرات گوشی ها رو پرت کنیم طرفشون تا دیگه ما رو این طوری تحقیر نکنن.یه موبایل بزرگ هم درست کنیم و آتش بزنیم.فقط باید یه روز و یه ساعت مشخص اعلام بشه
ژوئن 15, 2009 در t 11:01 ب ظ
توف…
انتقام می گیریم
ما خیلی امیدواریم
ژوئن 16, 2009 در t 12:03 ب ظ
پوکیدیم بابا ، اس ام اس و فیس بوک و تویتر و بلاگفا و … فعلا بسته می باشد و به نظر یاهوو . جیمیل هم بسته می شود یکی به ما بگوید چه گوهی بخوریم .
ژوئن 16, 2009 در t 12:03 ب ظ
بعید نیست که افف منزل هم قطع شود
ژوئن 16, 2009 در t 12:04 ب ظ
فعلا مربا بده بابا !!!
ژوئن 16, 2009 در t 12:07 ب ظ
محمود داره می بازه ایشا الله مبارکش باد ، ایران به ما می نازه ایشا الله مبارکش باد ، یاهو هنوز بازه ایشاالله مبارکش باد ، لالای لالای لالای لای ایشاالله مبارکش باد
ژوئن 16, 2009 در t 10:43 ب ظ
اف اف … باحال بود :))
خدا به جوونها رحم کنه :(
ژوئن 16, 2009 در t 11:32 ب ظ
دموکراسی همین است. هیچکس نباید حرف بزند. همه باید رای بدهند.
ژوئن 16, 2009 در t 1:20 ب ظ
همت از باد سحر می طلبم گر ببرد
خبر از من به رفیقی که به طرف چمن است
فکری ای هم وطنان در ره آزادی خویش
بنمایید که هر کس نکند مثل من است
ژوئن 16, 2009 در t 2:24 ب ظ
کروبی چاره کن ، خِشکشو پاره کن
ژوئن 16, 2009 در t 3:10 ب ظ
گویند ملا نصرالدین برای این که حساب روزهای ماه رمضان را داشته باشد، هر روز که می گذشت، یک ریگ در کوزه ای می انداخت. عده ای از بچه های تخس محل که به این موضوع پی بردند، یواشکی رفته و چند مشت ریگ در کوزه ریختند.
شبی در قهوه خانه نشسته بود. دید بین عده ای بگو مگو است. عده ای می گویند: فردا شانزدهم ماه مبارک است. عده ی دیگری اعتقاد داشتند: هفدهم است. ملا گفت: دعوا نکنید، من الان دقیقا می گویم چندم است.
سپس بدو بدو آمد خانه و کوزه را خالی کرد و شمرد و دید 94 تاست. قدری فکر کرد و با خود گفت: یعنی چه؟ خب من اگر بگویم امروز نود و چهارم ماه رمضان است که به ریش من می خندند. خوب است نصفش کنم که آمارم را باور کنند. این بود که آمد و گفت: امروز چهل و هفتم بود. فردا برای چهل و هشتم نیت کنید.
ملت به ریش او خندیدند که ملا مگر چنین چیزی می شود؟ دچار توهم شده ای یا مغزت تکان خورده است؟
گفت: اصلا خوبی به شما مردم نیامده است. حالا که همچین شد، امروز نود و چهارم بود. می خواهید باور کنید ، می خواهید باور نکنید
ژوئن 16, 2009 در t 3:42 ب ظ
همین الان داره شبکه خبر زیر نویس میکنه میرحسین موسوی و طرفدارانش هیچ راه پیمایی امروز ندارن….هد طور میتونین اطلاع رسانی کنین….
بگین به همهههههههههههههههههههههههههههههههه…
هییییییییییییییییییچ راه ÷یمایی نییییییییییییییییییستووووخبر بدین هیچ جا نرن
ژوئن 16, 2009 در t 5:37 ب ظ
آزادی ضجه می زند !!
ژوئن 16, 2009 در t 9:03 ب ظ
یه خبر داغ! آنی دالتون وبلاگش رو تعطیل کرد.
همه ی پست هاشو پاک کرده و یه پست خداحافظی گذاشته به اسم خلوت سبز
ژوئن 16, 2009 در t 9:32 ب ظ
تو رو خدا به داد دانشجویان دانشگاه تهران برسید.امروز لباس شخصی ها توی دانشگاه رژه می رفتن.فرهاد رهبر ریئس پدرسوخته ی دانشگاه تهران گفته که هیچ کس کشته نشده! دیروز ریخته بودن بیمارستان امام خمینی زخمی ها رو برده بودن! کشته ها رو هم توی بهشت زهرا دفن کردن.خانواده هاشون هم توی شهرستان خبر ندارن.دوشنبه ساعت 3 صبح لباس شخصی ها ریخته بودن خونه ی یه خانومی که دانشجوی دکتراست بدون مجوز بدون مامور زن طرف رو بردن هیچ خبری هم ازش نیست.دانشجوها رو توی خوابگاه با تیر میزدن نه با باتوم
ژوئن 17, 2009 در t 1:58 ب ظ
اشرف الدین گیلانی(صور اسرافیل)
دست مزن! چشم , ببستم دو دست
راه مرو! چشم , دو پایم شکست
حرف مزن! قطع نمودم سخن
نطق مکن! چشم ببستم دهن
هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن
خواهش نافهمی انسان مکن
لال شوم کور شوم کر شوم
لیک محال است که من خر شوم
ژوئن 17, 2009 در t 8:09 ب ظ
متاسفانه شاهد اون ماجرا در خیابون آزادی بودم و هنوزم از یادآوریش تنم می لرزه . نمی دونم چی باید گفت . ولی خدا عملی رو بی جواب نمی ذاره
ژوئن 17, 2009 در t 8:15 ب ظ
سلام
خوشحالم که مبینم هنوز نشانه هایی از زندگی در ین وبلاگ هست
نه یاهو نه جیمیل نه فیس بوک نه هیچجای دیگه خدایا یسری تو زندانن و ماهام یجور دیگه تو زندانیم
مارو روحن دارن زجر میدن و زندانی کردن
ممنون امیدوارم فرداکه میام بازم بتونم ……
ژوئن 17, 2009 در t 9:21 ب ظ
سلام امروز دیگه ایمیل ها هم بسته شده
بنابر این مجبوریم از هر راهی برای ارتباط استفاده کنیم
فعلا بعضی وبلاگ ها رو می شه باز کرد بنابر این صفحه نظرات وبلاگ ها محل اطلاع رسانی ماست
امروز چهارشنبه 27/03/88 قرار ما ساعت 5 میدان هفت تیر با حمل پلاکارد ها و در سکوت کامل با ماسک هایی که به نشانه سکوت بر دهان می زنیم
سکوت ما کوبنده تر از باتوم های آنها خواهد بود
هیچ شعاری بر لب نخواهیم آورد و تمام خواسته هایمان را بر کاغذ حمل خواهیم کرد
http://edenontheearth.persianblog.ir
ژوئن 17, 2009 در t 2:04 ب ظ
نه دوست من، ازادی بیان مال همه است!
ولی چیزی که شنیده میشود صدای اسلحه هاست.
ژوئن 17, 2009 در t 5:37 ب ظ
میبینم که . . .
حال همه گرفته است. شوخ طبعیت کجا رفته اسپایدر مرد؟ تو یه نشاطی تزریق کن.
ژوئن 17, 2009 در t 5:40 ب ظ
ميكشم آنكه برادرم كشت
ژوئن 17, 2009 در t 7:24 ب ظ
این روزا یه آیه همش ورد زبونمه، “و الله خیر الماکرین”
امیدوارم هر چه زودتر رسوا شن
ژوئن 17, 2009 در t 8:26 ب ظ
سلام
چندتا سوال در مورد توییتر و این وبلاگت و چیزهای دیگه دارم.ممنون می شم اگر بهم pm بدی
راستی!توییت کن که یاهو مسنجر درش تخته شده.
ژوئن 17, 2009 در t 9:21 ب ظ
در نظرسنجی بزرگ باز شماری آرا شرکت کنید.
از این فرصت استثنایی استفاده نموده و به دیگران نیز اطلاع بدهید.
با تشکر
ژوئن 18, 2009 در t 10:46 ب ظ
حامیان میرحسین موسوی امروز در میدان امام خمینی(ره) تجمع آرام برگزار خواهند کرد/احتمال حضور میرحسین موسوی در تجمع میدان امام خمینی(ره)
۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۸
کلمه- حامیان میرحسین موسوی امروز فقط در میدان امام خمینی(ره) تجمع آرام برگزار خواهند کرد.
به گزارش کلمه، در این تجمع آرام که از ساعت 4 بعد از ظهر روز پنج شنبه آغاز خواهد شد، احتمالا میرحسین موسوی نیز شرکت خواهد کرد.
شایان ذکر است هر تجمع دیگری در هر نقطه از تهران مربوط به حامیان مهندس میرحسین موسوی نمی باشد. پیش از این برخی رسانه ها مکان های دیگری را برای برگزاری تجمع آرام حامیان میرحسین موسوی اعلام کرده بودند.
اخبار تکمیلی درباره حضور میرحسین موسوی در تجمع آرام امروز متعاقبا از طریق «کلمه» ارسال خواهد شد.
ژوئن 18, 2009 در t 3:42 ب ظ
ایول بابا اینا دیگه کین ؟ . باطری گوشی ها رو هم دارن می گیرن . از یک ساعت پیش باطری گوشیم هر دقیقه کمتر می شه .
ژوئن 18, 2009 در t 5:40 ب ظ
salam. chetor bayad ramz begirim? khodet gozineshi ramz midi?pliz javab bede.
ژوئن 18, 2009 در t 9:43 ب ظ
یه سوال دارم مرگ احمدی نژاد جواب بده
با چه فیلتر شکنی میری تویتر بعد بگو که چه جوری وردپرس فارسی رو باز می کنی ؟
ژوئن 19, 2009 در t 11:14 ب ظ
و دستان شفا بخش میر حسین است که شهیدان راهش را زنده میکند
خدا رو شکر حیف بود بچه های دسته گل مردم بمیرن
از قدیمیا شنیده بودم که انقلاب ایران رو رادیو لندن پیروز کرد نه مردم اما خدایی باور نمیکردم فکر میکردم غلو میکنن اما حالا دارم با چشام میبینم که شبکه های خارجی چجوری دارن مردم کشورم رو به جون هم میندازن و از اون ور دنیا کشور منو به اغتشاش میکشن
و اما برای مردم کشورم متاسفم که چقدر ساده اند….که چه ساده گول بازی های کثیف سیاسی رو میخورن و کشورمون رو تو دنیا مضحکه میکنند
و اینکه چه ساده باور میکنن که مشاور رهبر که یک اصولگرای به تمام معناست با رد شدن از زیر یک عبای شکلاتی تبدیل به یک اصلاح طلب میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خودت کمک کن ای خدای گنده
ژوئن 19, 2009 در t 3:29 ب ظ
این نماز جمعه تهدید آمیز هم که آب پاکی رو ریخت رو دستمون…
ژوئن 19, 2009 در t 3:37 ب ظ
تو هیچ وقت مزخرف ننوشتی! حتی اگه یک جمله باشه با این مضمون که: زندگی این روزها مزخرف ترین لحظه های خودش رو پشت سر میزاره!!!
ژوئن 19, 2009 در t 4:41 ب ظ
نمی دانم شهید کیست و دارای چه خصوصیاتی . نمی دانم بستگانم که در جنگ هشت ساله کشته شدند شهیدند یا آن عراقیها که بستگانم را کشتند و کشته شدند و صدام آنها را شهید نامید !
نمی دانم کشته شدگان لبنانی و فلسطینی شهیدند یا آن یهود و صهیونیستهایی که از طرف شبکهء اسرائیل شهید خوانده می شوند .
تعجبم این روزها آنقدر زیاد شده وقتی می بینم “هم جبهه ایهای” قدیمی و “هم کیش” و “هم مذهب” و “هم مسلکهای” فعلی در مقابل یکدیگر جبهه ساخته اند و بر هم آتش و سنگ و باتوم می گشایند و کشته شدگان خود را شهید می نامند !
چه راحت متزلزل می شود و زیر سوال برده می شود اعتقادات و باورهای کودکانهء من در اینروزهای جنگ قدرت و جنگ کاهدانی !
من در این گیرودار انتخاباتِ ایران دو تکه شدم . تکه ای از من بنجامین شده ، همان الاغی که از این انقلابات زیاد دیده ، اما تغییر ندیده و برای همین نسبت به این تغییر و تحولات و دگرگونیها و انقلاباتِ مزرعه بی تفاوت و بدبین و شکاک هست و تکهء دیگرم باکسر شده ، همان اسبی که صادقانه و خوش بینانه تا لحظهء مرگش برای سبز ماندن ِ این مزرعه و برای ساخت آن آسیاب بادی زحمت کشیده و در نهایت وقتی به علت زحمات و زخمهایی که در طی کار سنگین مزرعه به او وارد آمده و دیگر قابلیت کار نداشت به سلاخی فرستاده شد و از گوشت و استخوانش غذای سگ !
و در این میان “موزز (Moses) ، آن کلاغ سیاه ، همچنان بر سر این مزرعه قارقار می کند و ادعا می کند که از وجود یک دیار اسرارآمیز به نام کوه نبات که همهء حیوانات پس از مرگ به آنجا می روند ، آگاهی دارد . موزز می گوید این دیار یک جایی در آسمان ، کمی آن سوی ابرها ، قرار دارد . در کوه نبات هر هفت روز هفته یکشنبه است . در آنجا در تمام فصول سال شبدر پیدا می شود . و بر پرچینهایش نبات و کیک می روید .”
والریا ! نه اینکه از تغییر و پیشرفت خوشم نیاید . من نیز طالب مدینهء فاضله ام و رفتن به سمت آن . من نیز طالب برگرداندن عزت و آبروی ایران به زمان کوروش و داریوش و هخامنشم . اما چه کنم که در این میان نه مدینه ای می بینم و نه فاضله ای و نه کوروشی و نه داریوشی و نه هخامنشی ! بنجامین خیلی بی اعتماد شده والریا .
ژوئن 19, 2009 در t 10:01 ب ظ
این جا
نفس
بوی
خون
می دهد
(!)
ژوئن 20, 2009 در t 7:48 ب ظ
مريضي اينا رو مينويسي ما رو تو اين ديار غربت به گريه ميندازي؟؟
ژوئن 20, 2009 در t 7:59 ب ظ
وبلاگ شما پر مخاطب است
لطفا سريعتر به روزش كنيد
ژوئن 23, 2009 در t 11:14 ب ظ
و شاید برای اسلحه ها و اسلحه دار هاست
جولای 9, 2009 در t 4:01 ب ظ
و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد
و ایمانم را
قربانی مصلحت نمیکنم.
جولای 9, 2009 در t 4:04 ب ظ
ساعتی بعد دست بسته در انتظار اعدام بود. سربازان به خط شدند. دلش می خواست سیگار بکشد. اما نمی توانست. نگاهی به جیب پیراهن طوسی رنگش کرد که ته سیگار برگی از آن بیرون زده بود. سربازی جلو آمد و چشمش را با دستمالی سیاه بست. سربازان آماده شلیک بودند…
ناگهان با تمام وجود فریاد زد: شلیک کنید ترسو ها! شلیک کنید!… شما یک مرد را می کشید!!
صدای گلوله ها بوي خون بوي ازادي بوي مردانگي در سالن اعدام پیچید…
آگوست 28, 2009 در t 5:22 ب ظ
نفسم گرفت یهوووووووووووووووووووووووووو
ایشالله که همیشه سالم باشی برای این گونه نوشتن