سلام! بی تعارف باید بگویم که نوشته هات یخ و بی مزه و بی روح ومحتوا است ممکن است مدتی هم صرف سر هم کردن این اباطیل کرده باشید اگر وقتت را صرف چراندن غاز می کردید کلی سود به خودت ودیگران می رساندید خدا کمی ذوق و عقل به تو بدهد تا این عمر کوتاه را صرف این ترهات نکنید !با عرض معذرت از رک گویی!
— متاسفانه ایمیل کامنت گذارنده محترم معتبر نبود و چون دیگر اینجا را نخواهند خواند از گذاشتن پاسخ ایشان در این مکان اجتناب میشود..
روابط عمومی اینجا!
یه چیزی رو میخوام یواشکی بگم.. اما اینجا بخش خصوصی نداره!! خب چاره ای نیست…
فکر نمیکردم اون آدمی که تو فرند فید میبینم … با اون شیطنت ها و … یه وب اینطوری داشته باشه… خیلی عمیقه… خیلی قشنگه… دلچسبه… حتی انتخابات.. دلنشینه… برمیگردم بقیه اش رو هم میخونم…
متعجبم از کامنت کیمیا…
نوامبر 15, 2008 در t 9:45 ب ظ
حتی شما دوست عزیز!
نوامبر 15, 2008 در t 10:15 ب ظ
و چنین است که همواره اکثریت خود را اقلیتی خطا ناپذیر می پندارند ..
نوامبر 15, 2008 در t 11:37 ب ظ
اصن آدم اسم خاص. ِ نباس جمع بستش که
نوامبر 15, 2008 در t 11:58 ب ظ
کم مخاطب ترین نه، بی مخاطب ترین!
اسپایدرمرد بالاخره به حرف خوب زد (اینو شوخی کردم، گهگداری حرفای خوب میزنه!)
—
نه! همون کم مخاطب ترین! پس خودم بوقم؟ :دی
نوامبر 16, 2008 در t 11:38 ب ظ
هممون بوقیم عزیزم.. اونم از نوع شیپوری.
نوامبر 16, 2008 در t 2:39 ب ظ
حتما “هوی” هم پر مخاطب ترین…
نوامبر 16, 2008 در t 9:53 ب ظ
آخیش اینجا از فـیـلــتری دراومد!!!!!!
چی گفته بودین مگه؟!
—
هان!!!؟ اینجا و فـیـلــتر؟!! اینجا که فـیـلــتر نبود!!
نوامبر 17, 2008 در t 12:21 ب ظ
در رابطه با پست قبلی:
این عکس هم میتواند پاره شود!
نوامبر 17, 2008 در t 12:10 ب ظ
راست میگی به خدا…
قشنگ بود ، ظریف و نکته سنج
نوامبر 17, 2008 در t 12:57 ب ظ
ما همه گوسفند تو ایم، بع بع…!
نوامبر 17, 2008 در t 3:40 ب ظ
اولش فهمیدم مفهومش رو ها ولی الان هر چی دوباره میخونمش یادم نمیاد
انگار گروهی ناشنوا درحال فراخوانی از طریق بلندگو بودند
نوامبر 17, 2008 در t 6:32 ب ظ
آي احمقها…
الان پر مخاطب تره!!
نوامبر 17, 2008 در t 10:14 ب ظ
یعنی از اون جمله ها بود که مجبور میکنه آدم رو که از گودر بزنه بیرون و بیاد بگه «داداش! دمت گرم! معرکه بود!»
نوامبر 18, 2008 در t 12:28 ب ظ
واقعا !!!
نوامبر 18, 2008 در t 3:56 ب ظ
تا حالا بهش دقت نکرده بودم!
نوامبر 18, 2008 در t 9:57 ب ظ
سلام.با اجازه وبلاگتون رو لینک کردم.همین…
نوامبر 18, 2008 در t 6:26 ب ظ
سلام! بی تعارف باید بگویم که نوشته هات یخ و بی مزه و بی روح ومحتوا است ممکن است مدتی هم صرف سر هم کردن این اباطیل کرده باشید اگر وقتت را صرف چراندن غاز می کردید کلی سود به خودت ودیگران می رساندید خدا کمی ذوق و عقل به تو بدهد تا این عمر کوتاه را صرف این ترهات نکنید !با عرض معذرت از رک گویی!
—
متاسفانه ایمیل کامنت گذارنده محترم معتبر نبود و چون دیگر اینجا را نخواهند خواند از گذاشتن پاسخ ایشان در این مکان اجتناب میشود..
روابط عمومی اینجا!
نوامبر 18, 2008 در t 9:11 ب ظ
مخاطب
با من کار داشتی اول پست صدام کری؟
نوامبر 19, 2008 در t 10:25 ب ظ
یه چیزی رو میخوام یواشکی بگم.. اما اینجا بخش خصوصی نداره!! خب چاره ای نیست…
فکر نمیکردم اون آدمی که تو فرند فید میبینم … با اون شیطنت ها و … یه وب اینطوری داشته باشه… خیلی عمیقه… خیلی قشنگه… دلچسبه… حتی انتخابات.. دلنشینه… برمیگردم بقیه اش رو هم میخونم…
متعجبم از کامنت کیمیا…
نوامبر 19, 2008 در t 7:04 ب ظ
خیلی جالب بود…
من تازه وبلاگ شما رو کشف کردم و بسیار خوشحالم از این تنفاق…پیش به سوی جویدن نوشته هایتان…:))
نوامبر 20, 2008 در t 1:33 ب ظ
نچ
موافق نیستم با این نگرش
همونی که تو خیابون آدم حسابش نمیکنین برین تو خونش ببین جه جواهریه!
منتها روابطمون بسیار بسیار بد شده! و انتزاعی.
همین.
نوامبر 20, 2008 در t 2:32 ب ظ
مجبورم لینکت کنم. شدیدن لذت بردم.
ببینم تو جایی هم مینویسی؟ منظورم یه جایی بیرون دهکده مجازیه؟
نوامبر 22, 2008 در t 7:38 ب ظ
ولی مخاطبای تو که زیادن.
نوامبر 22, 2008 در t 11:46 ب ظ
خدايش توي اين مملكت موجود دوپايي كه آدم بمونه كم پيدا ميشه
نوامبر 23, 2008 در t 7:08 ب ظ
چه کیفی کردم من با این پستت !
چه توهمی ؛ گاو و گوسفند با آدم صحبت میکنن ! آدم ؟
ژوئن 2, 2009 در t 10:42 ب ظ
اصولاً يه چيزي تو مايه هاي :اي كساني كه ايمان آورده ايد…”