رابینسون بعد از سی سال یه کشتی دید..!
اخرین گلوله رو توی تفنگ فرسوده اش گذاشت و هوایی شلیک..
توپخانه کشتی هم جزیره رو زیر آتش گرفت..!
رابینسون بعد از سی سال یه کشتی دید..!
اخرین گلوله رو توی تفنگ فرسوده اش گذاشت و هوایی شلیک..
توپخانه کشتی هم جزیره رو زیر آتش گرفت..!
آگوست 28, 2008 در t 12:18 ب ظ
حتما کاپیتانش احمدی نژاد بوده!
آگوست 28, 2008 در t 2:05 ب ظ
ابینسون بعد از سی سال یه کشتی دید..!
اخرین گلوله رو توی تفنگ فرسوده اش گذاشت و هوایی شلیک کرد….
تیر خورد به کشتی و غرق شد….
آگوست 28, 2008 در t 3:05 ب ظ
wow.eival.kheili hal kardam
آگوست 28, 2008 در t 3:07 ب ظ
baba eival.hameye neveshtehato khoondam kheili bahal minevisi.be man sar bezan.age doos tashti tabadole link konim
آگوست 28, 2008 در t 4:25 ب ظ
به هر حال ما که از نیت رابینسون خبر نداریم
آگوست 28, 2008 در t 5:56 ب ظ
به رابینسون بگو دیگه از این به بعد دست به هیچی نزنه!
آگوست 28, 2008 در t 7:16 ب ظ
برسد به سايت قوانين مورفي
آگوست 28, 2008 در t 7:27 ب ظ
گلوله های قبلی چی شده بود؟!
راستی آخرش زنده میمونه یا نه؟!
آگوست 28, 2008 در t 9:37 ب ظ
خوب شد ساکنین جزیره کشتیشون رو زیر رگبار نبستند!؟
جزیره خالی بوده…؟
آگوست 28, 2008 در t 11:14 ب ظ
تو کجا بودی ؟ بالا درخت؟
آگوست 29, 2008 در t 2:17 ب ظ
این سوءتفاهم هاست که کار دست آدم میده!
آگوست 29, 2008 در t 11:00 ب ظ
می دانم توگوش ت خیلی پراست ازاین حرف ها…وککت نمی گزد…امالطفا به عکس بالا نگاه کن ..ما بچه هایی هستیم به این شکل ..که داریم به شما نگاه می کنیم ..شما هم به چشم های ما نگاه کنید…
خسته نشدی که؟ فـیـلــترینگ مهربان،اما من خسته هستم توهم خیلی کارداری ،خیلی ازسایت هادیگرمنتظرت هستند..برو موفق باشی…اسپایدر عزیز
آگوست 30, 2008 در t 12:26 ب ظ
رابينسون در تمامي مناطق شمالي تهران مناسبترين و بهترين املاك را به شمـــا معــــــرفي مي كند و از اتلاف وقت شما عزيزان جلوگيري مي نمايد که به قول فقها و حقوقدانان و منطقیون و فلاسفه یادتوپخانه خودمان افتادم!
آگوست 30, 2008 در t 12:26 ب ظ
http://www.alirezaline.blogfa.com/
آگوست 30, 2008 در t 3:59 ب ظ
و حسین رضازاده در دفتر رابینسون منفجر شد
آگوست 30, 2008 در t 6:51 ب ظ
اگه اون بیچاره هم شانس داشت که اسمش رو نمیزاشتن رابینسون! میزاشتن شانس الله!
آگوست 30, 2008 در t 10:18 ب ظ
چه کشتی بی جنبه ای بوده.
سپتامبر 1, 2008 در t 1:23 ب ظ
salam
bazam khoshbe hae rabinson
doste aziz man shoma ro ink kardam
paydar bashid
سپتامبر 1, 2008 در t 12:39 ب ظ
اگه زنده موند بايد فاميليشو عوض كنه بذاره آقاي “اقبال”!
سپتامبر 1, 2008 در t 5:32 ب ظ
بعد سی سال سبک خبر دادن عوض شده واسه همین تنبیهش کردن
سپتامبر 1, 2008 در t 6:24 ب ظ
فکر نمیکنید ما خیلی بیکار نشستیم ؟
این موضوع اهمیتی نداره :
1- رابینسون پس از نجات از جزیره این داستان رو نقل میکنه!
در حالت اول سود رابینسون در نوشتن کتاب خاطراطش اهمیت داره (فروش بالا میره)
2- رابینسون همون جا میمیره!
در حالت دوم ما از این اتفاق اطلاعی نداریم!
نکته ی با اهمیتش میتونه اونجایی باشه که تیر میخوره به کله ی پسر ناخودا و مغزش رو میریزه روی عرشه. حالا بیچاره میخواد رابینسون نباشه بابای رابینسون باشه ، بهد از سی سال نباشه بعد از هزار و سیصد سال باشه!
دیدگاه مطرح بیشتر کشتیه تا رابینسون.
سپتامبر 2, 2008 در t 8:53 ب ظ
کسانی که از رابینسون طفلکی اطلاعی دارند با آنجانب تماس گرفته و خاکستر جزیره ای را از ناراحتی برهانند .
با تشکر
سپتامبر 2, 2008 در t 10:15 ب ظ
بیچاره رابینسون. سو تفاهمش چی بوده ؟
سپتامبر 2, 2008 در t 12:21 ب ظ
بالاخره اينهم راهي بود براي خروج از بن بست!
نوامبر 20, 2008 در t 2:25 ب ظ
آقا تو شاهکاری. خوشحالم از آشنایی با این کافه مینیمال..
نوامبر 29, 2008 در t 12:28 ب ظ
رابینسون باید خوشحال باشه,
بالاخره یه کشتی رابینسون رو جدی گرفت..