یارو از اینکه پول خرج میکنه افسردگی گرفته! اونوقت بهش میگن برو دکتر روانپزشک..!
مثل این میمونه که یکی اصلاً تلویزیون نداره، بعد تبلیغ تلویزیون رو براش تو خود تلویزیون پخش کنن!
چه شباهتی! من هر وقت پول خرج نکنم افسردگی میگیرم!
اره بابا این سوسول بازیا چیه تا دیدی زندگی سخ شد باس خودتو بکشی این دکترا پول خون کل خاندانشونو می گیرن اصن
آخی!طفلکی
الهی بمیرم براش…هم دیردم با اون بدبخت بیچاره!
نه بابا پارتی ام کجا بود، این رو تو دانشگاه دیدم ! این نقاشی رو صورته کجاشه ؟ من ندیدم !
ااااا شرمنده یادم نبود که ایمیلم رو یه چیز دیگه بزنم ! شما این بار هم زحمت در آوردن کامنت ما رو از تو آشغال ها بکش لطفاً
ای پول ، خاک بر سرت
اگه چشمات بگن آره… هیچکدوم کاری نداره!
طرح بهتری سراغ داری؟ راستی سراغ را با چی می نویسن؟ صین یا ساد !!!!
یارو کی هس حالا؟!
روایت دختردایی گمشده همچین یه جورایی پانوشته متنه ها! :ی
به ما چه اونوخ؟ پول ميخواي؟
و برعكس
نمیره؟
من دیوانه نوشته هاتم.کوتاه. نغز و پر از گوشه وکنایه. احتمالا بعد دادن پول ویزیت یارو باید خودشو به تخت ببنده تا خوب بشه :-)
در ضمن ممنون که درباره پست سربازی توضیح دادی. هرچند برگشتنم به این وبلاگ نشون دهنده اینه که ما هیچگونه چشمداشتی نداشتیم :-)
pol amele asliy saratan va baraye salamati mozer ast (bank markazi iran)
… که بره 15 تومن واسه هر ویزیت پیاده شه…. آره درک می کنم.
آره، دوست من هم چون پول كافي نداشت افسرده نشد. من پيشنهاد ميدم بانكها وام كم بهره با كارمزد پايين بدن بلكه بشه آدم افسرده و در نتيجه روشنفكر بشه.
ویژه نامه ی اندرمیان رسید ایشالله خوب بشه
ندارندگی و برازندگی!
نام (لازم)
پست الکترونیکی (پنهان میشود) (لازم)
وبنامه
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق ایمیل باخبر کن.
می 4, 2008 در t 5:48 ب ظ
مثل این میمونه که یکی اصلاً تلویزیون نداره، بعد تبلیغ تلویزیون رو براش تو خود تلویزیون پخش کنن!
می 4, 2008 در t 8:42 ب ظ
چه شباهتی! من هر وقت پول خرج نکنم افسردگی میگیرم!
می 4, 2008 در t 8:49 ب ظ
اره بابا این سوسول بازیا چیه تا دیدی زندگی سخ شد باس خودتو بکشی این دکترا پول خون کل خاندانشونو می گیرن اصن
می 4, 2008 در t 9:49 ب ظ
آخی!طفلکی
می 4, 2008 در t 11:05 ب ظ
الهی بمیرم براش…هم دیردم با اون بدبخت بیچاره!
می 4, 2008 در t 11:09 ب ظ
نه بابا پارتی ام کجا بود، این رو تو دانشگاه دیدم ! این نقاشی رو صورته کجاشه ؟ من ندیدم !
می 4, 2008 در t 11:10 ب ظ
ااااا شرمنده یادم نبود که ایمیلم رو یه چیز دیگه بزنم ! شما این بار هم زحمت در آوردن کامنت ما رو از تو آشغال ها بکش لطفاً
می 5, 2008 در t 12:26 ب ظ
ای پول ، خاک بر سرت
می 5, 2008 در t 6:56 ب ظ
اگه چشمات بگن آره… هیچکدوم کاری نداره!
می 5, 2008 در t 7:47 ب ظ
طرح بهتری سراغ داری؟
راستی سراغ را با چی می نویسن؟ صین یا ساد !!!!
می 5, 2008 در t 11:53 ب ظ
یارو کی هس حالا؟!
می 6, 2008 در t 12:20 ب ظ
روایت دختردایی گمشده همچین یه جورایی پانوشته متنه ها! :ی
می 6, 2008 در t 12:52 ب ظ
به ما چه اونوخ؟ پول ميخواي؟
می 6, 2008 در t 4:55 ب ظ
و برعكس
می 7, 2008 در t 9:47 ب ظ
نمیره؟
می 7, 2008 در t 11:53 ب ظ
من دیوانه نوشته هاتم.کوتاه. نغز و پر از گوشه وکنایه. احتمالا بعد دادن پول ویزیت یارو باید خودشو به تخت ببنده تا خوب بشه :-)
در ضمن ممنون که درباره پست سربازی توضیح دادی. هرچند برگشتنم به این وبلاگ نشون دهنده اینه که ما هیچگونه چشمداشتی نداشتیم :-)
می 8, 2008 در t 1:37 ب ظ
pol amele asliy saratan va baraye salamati mozer ast (bank markazi iran)
می 8, 2008 در t 9:03 ب ظ
… که بره 15 تومن واسه هر ویزیت پیاده شه…. آره درک می کنم.
می 8, 2008 در t 9:13 ب ظ
آره، دوست من هم چون پول كافي نداشت افسرده نشد. من پيشنهاد ميدم بانكها وام كم بهره با كارمزد پايين بدن بلكه بشه آدم افسرده و در نتيجه روشنفكر بشه.
می 8, 2008 در t 11:58 ب ظ
ویژه نامه ی اندرمیان رسید
ایشالله خوب بشه
می 10, 2008 در t 9:37 ب ظ
ندارندگی و برازندگی!