اگر سطح چای در لیوان به اندازه انگشت اشاره هر شخص پایین رود، چای دیگر خورده نمیشود..!
تبصره: این پدیده در شرایطی صادق است که همزمان با رسیدن چای به سطح مذکور، شخص احتیاج به یک قند داشته باشد..!
دلیل این پدیده این است که دیگر مقدور نیست قند را به چای زده و سپس در دهان گذاشته..!!

فوریه 28, 2008 در t 10:50 ب ظ
حالا اگه یارو حال کنه تو پارج جایی بخوره چی؟
فوریه 29, 2008 در t 6:04 ب ظ
با کشمش چاییش رو میخورد چی اونوخ؟
—
کسی که لذت زدن قند تو چای رو چشیده باشه هیچ وقت کشمش نمیخوره! حتی اگه دیابت داشته باشه..!
فوریه 29, 2008 در t 10:53 ب ظ
من يكي رو ميشناسم كه تا آرنج هم شده دستش رو مي كنه تو ليوان چاييش كه قندش رو خيس كنه بعد بخوره
فوریه 29, 2008 در t 3:27 ب ظ
مسئله ای واقعا مهم و حیاتی رو مطرح کردی! جا داره بیشتر روی این تئوری کار بشه.
فوریه 29, 2008 در t 3:29 ب ظ
راستی نمی دونی این وردپرس چرا وقتی واردش شده باشی و کامنت بذاری لینکت رو حدف می کنه؟ البته انگار فقط واسه من اینطوریه.
نامردیه ها…!
فوریه 29, 2008 در t 3:41 ب ظ
آقا روم به دیوار… اشکال از پروفایلم بود درستش کردم. مزاحمتون شدیما!
فوریه 29, 2008 در t 5:48 ب ظ
((:
فوریه 29, 2008 در t 6:55 ب ظ
من تا به امروز فکر میکردم ملت چای شونو تا آخر سر نمیکشن واسه اینکه ته استکان تفاله ست
فوریه 29, 2008 در t 7:28 ب ظ
گاها ً مشاهده میشود چای در سطح بالاتری از حد ذکر شده قرار گرفته و نوشنده ناامید از انجام این حرکت کنار کشیده و صحنه را ترک می نُماید ! .. لذا عامل سومی را نیز باید در نظر داشت که همانا بزرگی و کوچکی دست فرد ، لاغری و تپلی بودن انگشتان و قطر پیاله ی مربوطه است چه بسا که افراد بسیاری بدون در نظر گرفتن این نکته در این راه انگشتان خود را برای نوشیدن جرعه ای بیشتر در استکانهای کمرباریک گیر داده اند !
فوریه 29, 2008 در t 7:56 ب ظ
دهان را پر از چای نموده، قند را در دهان فرو میکنیم تا خیس شود و ادامه میدهیم…
مارس 1, 2008 در t 2:56 ب ظ
لطفا در مورد چای رو تو نعلبکی ریختن هم توضیح دهید.
ممنونم
مارس 1, 2008 در t 3:10 ب ظ
واقعا ممنون از راهنماییتون…
این اتفاقا همیشه برای من سوال بود …
الان دیگه کاملا توجیه شدم…
مارس 1, 2008 در t 10:08 ب ظ
راه حل : در اینگونه مواقع قند را در استکان چای بغلی فرو کرده و چای خودتان را هورت میکشید
مارس 2, 2008 در t 12:47 ب ظ
نتیجه اخلاقیش اینه که واسه مهمونایی که چای بدون قند میخورن تو ÷ارچ چایی بریزیم ..واسه بقیه تو یه استکان کمر باریک
مارس 3, 2008 در t 2:00 ب ظ
یعنی اینقدر کارت درست بوده که دیگه فرضیه نمیدی و امتحانش کردی و شده تئوری؟ احسنت برتو
مارس 3, 2008 در t 10:37 ب ظ
اه
حالا اگه قندو آخر دفعه تف می کردن تو ته چایی یه چیزی
مارس 4, 2008 در t 9:41 ب ظ
حق با شماست.
مارس 4, 2008 در t 2:05 ب ظ
من حاضرم قضیه شما را نقض کنم
مارس 4, 2008 در t 6:44 ب ظ
Davato shode be bazi
مارس 4, 2008 در t 7:15 ب ظ
سلام!
مارس 4, 2008 در t 11:02 ب ظ
راستی هنوز نمی تونی ارکات بری ؟!
مارس 6, 2008 در t 4:19 ب ظ
اگر هر چه زودتر آپ نکنی ، میام با تئوری مخصوص خودم « کیر در پهلو» آشنا میکنمت!
مارس 6, 2008 در t 7:08 ب ظ
Salam
In mozo garche hichvaght bedin shekl fomulized nashode bode vali bashar hamishe az in mozo betore shohodi agah bode. Natije in agahi ekhteraati eozorgi manande nalbaki bode ke sarneveshte bashar ro dar gozashteye door avaz karde
مارس 7, 2008 در t 3:26 ب ظ
مغز بیش فعال!
مارس 7, 2008 در t 9:51 ب ظ
بَچَه جان شما کجایی ؟ تو قندون گیر کردی یا رفتی تو قوری ؟
مارس 9, 2008 در t 8:25 ب ظ
عروس خانوم رفتن گل بچینن آیا ؟
مارس 9, 2008 در t 11:06 ب ظ
انقدر قند نخورین بابا
چایی هم نخورین
شیر با کلوچه جایگزین خوبیه
کجایی؟
مارس 10, 2008 در t 10:07 ب ظ
این بساط قندُ چایی ت رو جمع کن بچه کجایی دِهه
مارس 10, 2008 در t 10:59 ب ظ
وبلاگ قشنگ و جالبي داريد
موفق باشيد
مارس 10, 2008 در t 6:49 ب ظ
نظر هارد جان را بخوان و پند گیر باشد که زودتر بیایی و ما را از نگرانی تئوری اسپایدر مرد در پهلو برهانی .
مارس 10, 2008 در t 9:48 ب ظ
طبق آخرین آمار من 10 روزه که آپ نکردی
مارس 11, 2008 در t 11:03 ب ظ
شهید شدی؟