کوزه گر 2

حکایت من مثل کوزه گر دقیقیه که هیچ وقت کوزه هاش رو نمیشکوند..

و بالاخره از تشنگی مرد..!

ارسال شده در حکایت. 11 Comments »

11 نظر to “کوزه گر 2”

  1. دوده Says:

    من این حکایتو نشنیدم ، اما خوب تو که میدونی فرجامش چیه بزن کوزه هاتو بشکن تا زنده بمونی!

  2. FM Says:

    آها
    همونا که فقط از کوزه ترک خورده و اینا آب می خورن

  3. ناهید Says:

    کوزه شکستن هنر نمی باشد…اما بعضی چیزها از شکسته اش بیشتر کیف می ده ..
    سکوتی که 5 بار تکرار شد بعد از سلامت !!

  4. mer3deh Says:

    aghajoon ye kolman bezar kenar dastet,…ajaba

  5. ریحان Says:

    یعنی می خوای بگی کوزه هات دهنه هم نداشت؟!

  6. تراموا Says:

    از هرجاش دوست داری بخور!

  7. گلابتون Says:

    شما احتیاج به تغییر شغل داری دوست عزیز!

  8. آیدا Says:

    به این میگویند اوج محافظه کاری و این حرفها

  9. myminimals Says:

    از این که یه وبلاگ مینیمالی دیگه تو ورد پرس پیدا کردم بسیار خوشبختم.

    موفق باشی

  10. محسن دو Says:

    امیدوارم اسباب کشیت به اینور باعث بشه آدم شی…


يك پاسخ برايش بگذاريد